عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

71

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

شاپور بن هرمز [ 1 ] چون شاپور اندر شكم مادر آمد ، پدرش فرمان يافت ، و مردمان پادشاهى گرد آمدند ، تاج بر شكم مادرش نهادند . و چون از مادر بزاد ، دايگان او را همى پروردند تا دو ساله شد و بسخن گفتن آمد . شبى وقت صبح ، بانگ و شغب مردمان شنيد پرسيد كه : اين چه مشغله است ؟ گفتند : مردمانند كه بر جسر [ 2 ] هميگذرند ، از هر دو جانب . و چون به يك ديگر رسند انبوهى شود بر جسر ، و بانگ و مشغله همى كنند . بفرمود كه دو جسر سازند . يكى شدن را ، دو ديگر آمدن را . تا مشغله نكنند . و همه عجب داشتند از راى آن مقدار كودك ، كه اينچنين تدبير صواب بكرد ، كه هيچ پادشاهى را اين تدبير نبود . ملك عرب [ 3 ] اندر روزگار او الحرث بن الاغر الايادى [ 4 ] بود . و چون خبر مرگ هرمز بعرب رسيد ، از بلاد عبد القيس و كاظمه و بحرين بيامدند ، و بر گوشهء ايران شهر بنشستند ، و دست دزدى و راهدارى ببردند [ 5 ] و همى گفتند [ 6 ] و كشتند و بستند ، و مردمان را [ 7 ] باز همى فروختند ، و كالاى مردمان همى بستدند ، [ 8 ]

--> [ ( 1 - ) ] هر دو نسخه : شابور بن سابور ؟ بقول جمهور تصحيح شد . [ ( 2 - ) ] جسر : پل . [ ( 3 - ) ] اصل : مغرب ؟ [ ( 4 - ) ] اصل . الابادى ؟ ن : الاغر الايادى . ظاهرا ايادى به دو نقطه درست است ، و مكاوحتهاى پسر شاپور با قبيلهء اياد مشهور است شاعرى گفته بود : على رغم سابور بن سابور اصبحت * قباب اياد حولها الخيل و النعم ( تمدن اسلامى 4 ر 14 ) و مسعودى گويد : بر عراق قبائل اياد بن نزار ( به كسرهء الف ) مستول بودند كه ملك ايشان در آن وقت حرث بن الاغر الايادى بود ( مروج 1 ر 216 ) [ ( 5 - ) ] در ( ن ) سپردند خوانده شده ؟ [ ( 6 - ) ] درن : اين كلمه را به همى گشتند تبديل كرده‌اند ، در حالى كه اگر بفتح كاف بخوانيم شكافتن باشد ، و اگر بضم كاف بخوانيم مخفف كوفتن است ، و كوفت آسيب و آزار و ضرب است ( برهان 1732 ) و هر دو قرائت مطابق به موقع خواهد بود . [ ( 7 - ) ] ب : بار [ ( 8 - ) ] ب ، مردمان بسندند